چگونه پشتکار داشته باشیم
وقتی موانع از راه میرسند، پشتکار میتواند به شما کمک کند تا از آنها عبور کنید، آنها را دور بزنید یا از آنها عبور کنید. به کارگیری پشتکار در هر کاری اغلب چیزی است که افراد موفق را متمایز میکند. به عنوان مثال، صرف وقت در هر روز برای رسیدن به هدف، شانس موفقیت شما را افزایش میدهد. همچنین مهم است که وقتی با سختی یا شکست مواجه میشوید، منتقدان خود را نادیده بگیرید و به راه خود ادامه دهید. پشتکار داشتن به معنای تلاش کردن، صرف نظر از هر چیز دیگری است.
هدف یا اهداف را تعیین کنید :زمانی را صرف فکر کردن به نتایجی کنید که دقیقاً میخواهید به آنها برسید و تا حد امکان دقیق باشید.
- برای دستیابی به هر بخش از هدف نهایی خود، یک بازه زمانی تعیین کنید. اهداف خود را بر روی هدفی قرار دهید که دستیابی به آن منطقی باشد.
- همانطور که هدف خود را تعیین میکنید، نه تنها از خود بپرسید که چه چیزی میخواهید به دست آورید، بلکه از خود بپرسید که چرا میخواهید آن را به دست آورید. فهمیدن اینکه چه چیزی هدف شما را هدایت میکند، در ابتدا به شما هدف میدهد و در حین حرکت به سمت هدف، انگیزه میدهد. برای مثال، اگر میخواهید وزن کم کنید، دلایل شما میتواند شامل این موارد باشد: احساس راحتی بیشتر ، افزایش تواناییهای جسمی و احساس بهتر در مورد ظاهرتان.
- نوشتن هدفتان در یک جای مشخص، مانند تقویم دیواری، مفید است.
هدف را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید: هدف را به مجموعهای از وظایف خاص که زمان مشخصی برای انجام آنها لازم است تقسیم کنید. یک هدف ۱ ساعته را میتوان به بخشهای ۱۵ دقیقهای تقسیم کرد. یا، وظیفه را به بخشهایی تقسیم کنید، مانند تعداد مشخصی از فایلها برای مرتبسازی در هر روز.
تعیین اهداف کوچک متعدد در دل یک هدف بزرگتر، شما را با انگیزه و در مسیر درست نگه میدارد.
هر روز مقدار مشخصی از زمان را به هدف خود اختصاص دهید: حتی میتوانید با اختصاص دادن ۵ دقیقه در روز برای کار روی هدف خود شروع کنید. سپس، این زمان را تا هفته دوم به ۱۰ دقیقه در روز افزایش دهید و به همین ترتیب ادامه دهید. اگر برنامه شلوغی دارید، این کار باعث میشود کار روی هدفتان به بخشی از برنامه روزمره شما تبدیل شود و احتمال انجام آن بیشتر شود.
یک یادآورهدف را در مکانی برجسته قرار دهید: اگر در تلاش برای پسانداز پول برای خرید خانه هستید، عکسی از خانه رویایی خود را به یخچال خود بچسبانید. اگر در تلاش برای پرداخت بدهی خود هستید، یک کپی از صورتحساب را به آینه حمام خود بچسبانید. اگر میخواهید در محل کار جایزهای دریافت کنید، یک کپی از اعلامیه جایزه سال گذشته را روی میز خود قرار دهید.
هدف خود را به یک عادت از پیش تعیینشده مرتبط کنید: اگر هر شب قبل از خواب مسواک میزنید، کافی است هدف شستن صورت خود را بلافاصله بعد از خواب اضافه کنید. همچنین میتوانید همزمان با بیرون رفتن برای بیرون بردن زباله یا تحویل گرفتن نامهها، به گیاهان خود آب بدهید. یا در محل کار با هر بار ترک میزتان، کنار آبسردکن بایستید و آب بیشتری بنوشید.
اهدافتان را سرگرمکننده و هیجانانگیز نگه دارید: قرار نیست هر هدفی که باید به آن برسید، مانند پرداخت قسط ، جذاب باشد. با این حال، میتوانید با تبدیل آن به یک بازی با جوایز یا پاداشها در فواصل زمانی مشخص، آن را جالبتر کنید. حتی میتوانید در مورد اینکه تا چه زمانی میتوانید به چه مقدار از آن دست یابید، شرطبندی کنید. برای مثال، اگر مشغول انجام یک کار تکراری هستید، کمی موسیقی پخش کنید یا به یک کتاب صوتی گوش دهید.
در حین دنبال کردن اهدافتان، به ارزشهایتان وفادار بمانید: حفظ یک نگرش مثبت و خوشایند، دیگران را نیز مشتاقتر میکند تا به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کنند.
به منتقدان خود گوش دهید اما آنها را درونی نکنید: بدانید که همیشه افرادی در اطراف شما خواهند بود که از شما یا اهدافتان حمایت نخواهند کرد. نکته کلیدی این است که اجازه ندهید سخنان آنها بر شما مسلط شود.
- از آنها به عنوان انگیزهای برای اثبات اشتباه منتقدان خود استفاده کنید، یا اگر آنها بیش از حد سمی هستند، آنها را نادیده بگیرید. برای مثال، اگر یکی از اقوام از جاهطلبیهای حرفهای شما حمایت نمیکند، ممکن است لازم باشد هنگام صحبت با او به موضوعات غیرکاری بپردازید.
- اگر کسی واقعاً سعی در ارائه توصیه یا انتقاد سازنده به شما داشته باشد وی را نادیده نگیرید.. دیگران گاهی اوقات چیزهایی را میبینند که شما نمیتوانید، و میتوانید از سخنان آنها برای راهنمایی استفاده کنید. از بهترین قضاوت خود برای تعیین اینکه آیا سخنان آنها برای شما مفید یا مضر خواهد بود، استفاده کنید.
یک شبکه حمایتی ایجاد کنید. یک گروه حمایتی در منطقه خود پیدا کنید که بر نوع سختیهایی که تجربه میکنید تمرکز داشته باشد. با اعضای خانواده یا دوستان مورد اعتماد خود در مورد آنچه تجربه میکنید صحبت کنید و از آنها راهنمایی بخواهید. با یک مشاور ملاقات کنید
بپذیرید که شکست اتفاق میافتد. موفقترین افراد در زندگی، همگی شکست خوردهاند. تفاوت بین آنها و افرادی که با ترس از شکست زندگی میکنند این است که افراد موفق با شکست روبرو میشوند، از آن درس میگیرند و از آن برای انگیزه دادن به تلاش بعدی خود استفاده میکنند. آنها پافشاری میکنند زیرا میدانند که شکست صرفاً بخشی از موفقیت است.
علل اساسی شکست خود را بررسی کنید. اگر هنگام تلاش برای رسیدن به هدف، دائماً با موانع یا مشکلاتی مواجه میشوید، زمانی را برای فکر کردن به دلیل آن اختصاص دهید.
- اعمال و استعدادهای خود را با نگاهی انتقادی بسنجید تا ببینید آیا واقعاً برای آنچه دنبال میکنید به اندازه کافی خوب هستند یا اینکه ممکن است نیاز به کمی کار بیشتر یا کمک گرفتن دارید. برای مثال، اگر در مرحله مصاحبه برای شغلها مدام تعلل میکنید، ممکن است لازم باشد تکنیکهای مصاحبه خود را اصلاح کنید.
- به این فکر کنید که آیا خودتان را تخریب میکنید یا خیر. باورهای اساسی یا احساسات منفی میتوانند شما را از رسیدن به تمام پتانسیلتان باز دارند. اگر متوجه شدید که در جایی گیر کردهاید و نمیتوانید از آن عبور کنید، با خودتان بررسی کنید که آیا نگرش شما علت اصلی آن است یا خیر.
برای حفظ انگیزه، دستاورد نهایی خود را تجسم کنید. وقتی اوضاع سخت میشود و احساس میکنید که باید همه چیز را رها کنید، با یادآوری چشماندازتان، حس هدفمندی را در خود بازیابید. تصور کنید که به هدف خود رسیدهاید و این چه احساسی خواهد داشت. تبریکها و واکنشهای اطرافیانتان را تصور کنید.
مراقب فرار از واقعیت باشید. اگر احساس شکست یا تحقیر میکنید، ممکن است برای چند لحظه به تلویزیون یا حتی غذا پناه ببرید تا از واقعیت فرار کنید. لحظات کوتاه و کنترلشدهی مراقبت از خود یا اوقات فراغت میتواند راهی عالی برای تجدید قوا و تجدید قوا باشد. با این حال، اگر متوجه شدید که تمام وقت آزاد خود را صرف «فرار» میکنید، احتمالاً اهداف بزرگتر خود را از دست میدهید.
- سوءمصرف الکل و سایر مواد مخدر نوع خطرناکی از فرار از واقعیت است. به دنبال راههای سالمتری برای تغییر رویه باشید، مانند ورزش کردن.
- خودتان را به خاطر اینکه برای استراحت و تجدید قوای مغزتان وقت میگذارید، سرزنش نکنید. وقت گذراندن با دوستان، پیادهروی، خواندن یک کتاب خوب، تماشای برنامهی مورد علاقهتان یا حتی چرت زدن، همگی میتوانند نوعی مراقبت از خود باشند. فقط آنقدر روی آنها تمرکز نکنید که از دنبال کردن هدفتان باز بمانید.
اگر تشخیص دادید که هدفی دستنیافتنی است، انرژیهای خود را تغییر مسیر دهید. این به معنای تسلیم شدن یا کنار کشیدن نیست، بلکه به معنای پافشاری در استفاده مؤثر از زمان و مهارتهایتان است. به دنبال هدفی باشید که موازی با هدف اصلی شما باشد یا اگر لازم است مسیرتان را کاملاً تغییر دهید.
